تبليغاتX
سلوک
در جستجوی معنا
سلام بر خدای عزیز که بیشتر از گذشته ها حسش می کنم .
خدایا از عمق دل به من بفهمان که بی تو بودن برایم خسران و تباهی است . خدایا چشمم را بر نکات ظریفی که رعایت کردنشان خوشبختی و بی توجه بودن به آن شقاوت در پی دارد ، باز کن .
الهی آمین .
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 17:37  توسط طالب کمال | 
سلام بر کسی که همیشه وجود دارد و ناظر من است . کسی که همیشه مراقب من است تا این نهال کاشته اش خوب به بار بنشیند ، خوب رشد کند . کسی که مرا از آفات نگهداری می کند . کسی که دردهای مرا درمان می کند ، کسی که همیشه در حال آموزش من است . کسی که با سختیها و مشکلاتی که به عمد برایم پیش می آورد ، سعی در تکامل روحی من دارد . کسی که یواش یواش (چشم شیطان کور و گوشش نیز کر) دارم یه ذره نه زیاد در دلم حسش می کنم ، یه خورده دارم لمسش می کنم و من هم یواش یواش به سمتی پیش می روم که دوستش داشته باشم . خدایا شنیده بودم و می دانستم که مهربانی ولی تا این اواخر اونو حس نکرده بودم . خدای مهربانی که بدون اونکه لیاقتی داشته باشم نعمت بزرگی را به من داد . شاید فقط و فقط به خاطر اراده حرکت من به سمتش بدون اینکه حرکت کنم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 12:24  توسط طالب کمال | 
سلام بر آشنای دیرین خدای مهربان خدایا فکرم شدیدا آشفته شده است . ایمان دارم تا تو نخواهی ، شدنی نیست . التماس می کنم این ایمان را به یقین مبدل کن تا به آرامش برسم . خدایا ممنونتم . ممنون اگه در راه گناه نکردن کمکم کنی ! این بنده وا مانده رو دستگیری کن :))
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 7:13  توسط طالب کمال |