تبليغاتX
سلوک
در جستجوی معنا

دیروز بعد از ظهر در حالت بین خواب و بیداری ، یه احساس لطیف و جالب به من دست داد .

احساس بعد از مردن ، کاملا با تمام وجودم آن احساس را درک می کردم .

به این فکر افتادم که ای بابا ، من چه جوری قول و قرارهای گذشته را در این مدت فراموش کرده بودم ؟ قول و

قرارهای قبل از ورود به این جهان خاکی !

حالا خدای بزرگ بود که طلبکار من بود و یه چیزی از من می خواست . البته خدا ضمنی موجود بود و من چیزی را

نمی دیدم . چیزی را که هم از من می خواست ، دقیق یادم نیست که چه بود ، ولی احتمال میدهم چیزی جز

تقوی نبود.

گه گداری این جور احساس با شکلهای متفاوت به من دست می دهد . همه اش هم در حالتی بین خواب و

بیداری . افسوس که چنین احساسی را در بیداری کامل اصلا ندارم . شاید تلنگری از لطف خدا باشد برای یادآوری

من که یادم باشد دیر یا زود باید بروم .





+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 7:37  توسط طالب کمال | 
من در پست قبلی گفتم که این دستورات رو رعایت می کنم . یعنی واقعا من از این به بعد شب طولانی رو قسمتی ازش باید در فکر و ذکر و تمرکز و نماز باشم ؟ بابا چه حرفی زدیم ؟ خداوکیلی با وضعی که من الان دارم اصلا کار راحتی نیست ، بابا من نماز واجبم رو هم به زور می خونم .
..........
.........
........
.......
......
.....
....
...
..
.

آخه پس کمال و عشق و خدا رو چکار کنم ؟ ؟؟؟؟
نمی دونم ، ولی اگه یه راه رفته بیادو با اطمینان بهم بگه اینکارو بکن ، حتما با انرژی بیشتری میرم دنبال انجام اونا .

ولی چکار کنم فقط خودمم و خودمم و خودم . و خودم باید نسخه پیچ خودم باشم .
من از این به بعد شبها شام رو سبک می خورم ، همون پانزده لقمه سابق رو که تستش هم جواب داد ، رو می خورم امیدوارم امشب رو بتونم 2 رکعت نماز شب بخونم و تمرکز شبانه داشته باشم .

اگه اینو تا آخر خوندی برا من دعا کن .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 7:14  توسط طالب کمال | 
و اذکــــر اســــم ربــــک بــــکــــره و اصــــیــــلا.

*

و مــــن الــــلــــیــــل فــــاســــجــــد لــــه و ســــبــــحــــه لــــیــــلا طــــویــــلا

سوره مبارکه انسان


چه دستورات قشنگی خدا به ما داده برای تقویت روحمون . من این دستورات رو نه به عنوان دستوراتی که خدا داده و بی چون و چرا باید قبول کنم ، بلکه به عنوان نکاتی که یه معلم اخلاق به من داده برای تقویت روحم و اثر اونو باید لمس کنم ، نگاه می کنم ، فکر می کنم این جوری اثر بیشتری داشته باشه .

نکته جالبی هم که من امروز فهمیدم اینه که : من در نماز صبح نمی تونستم تمرکز خوبی داشته باشم و معمولا بعد از وضو مدتی را صبر می کردم بعد نماز می خواندم ، دیشب به خاطر گریه آق مهدی کوچولو از خواب بیدار شدم ، و چند دقیقه رو بیدار موندم ، جالب اینکه صبح تونستم در نماز تمرکز بهتری داشته باشم . احتمال میدم اگه نیمه شب را چند دقیقه بیدار بمونم از این به بعد وضع بهتری در نماز داشته باشم . احتمال اینکه این حرفهای من درسته اینه که خدا رو نماز شب در آیات قرآن تاکید زیادی کرده ، به گونه ای که برای پیامبر واجبش کرده .


+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 9:1  توسط طالب کمال | 
کـــلـــا بـــل ران عـــلـــی قـــلـــوبـــهـــم مـــا کـــانـــوا یـــعـــمـــلـــون


عملمونه که باعث بد بختی و تیره روزی ما شده . اون شبی که سر سفره همردیف گاوها قرار می گیریم ، نباید انتظار داشته باشیم ، خواب ما کلاس آموزشی بشه . با این بار گناه معلومه که ذهن ما مشغوله و نمی تونیم در نمازمون تمرکز داشته باشیم . باید ابتدا عمل را درست کرد ، ( یعنی در عمل سعی کنیم گناه نکنیم ) بعد رفت سراغ مسائل دیگه .
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 7:7  توسط طالب کمال | 
قــــــــد افــــــــلــــــــح مــــــــن تــــــــزکــــــــی * و ذکــــــــر اســــــــم ربــــــــه فــــــــصــــــــلــــــــی "هر کس تزکیه کرد ، رستگار شد * و نام خدایش را یاد کرد و پس نماز خواند " من که تفسیر بلد نیستم ولی فکر می کنم کسی که در فکر تزکیه و پاک کردن خود از گناهان است ، ( با روشهایی از قبیل یادداشت کردن گناهان در طول روز و تصمیم به ترک آنها و ... ) بنا بر آیات فوق باید برای موفقیت خودش خدای بزرگ را یاد کند ، یه چیزی تو مایه های تمرکز و ... بعدش هم برای تقویت این حالات باید نماز بخواند . منظورم از نماز هم همان تمرین تمرکزی است که ما مسلمانها هر روز 5 بار انجام میدهیم ولی نه به خاطر ورزش و نرمش روحی ، فقط به خاطر اینکه واجب است ، و به همین خاطر به اثرات مثبت آن هرگز نخواهیم رسید . خلاصه اینکه تزکیه باید همراه با تمرکز در نماز باشد تا موفقیت حاصل شود .
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 8:7  توسط طالب کمال |