تبليغاتX
سلوک
در جستجوی معنا

چیزی که فهمیدم اینه که : اگر در طول روز مخصوصا بعد از ظهر پر خوری کنی ، شب بیدار نمیشی ، اگر هم بیدار بشی اینقدر خواب آلودی که بیدار شدن ارزش چندانی نداره !!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:52  توسط طالب کمال | 

به نام خدا

دیشب برای چند لحظه کوتاه ، در حالتی بین خواب و بیداری احساس کردم که تا چند روز دیگر خواهم مرد . حقیقتا نگران شدم و تنها چیزی که در تمام زندگیم قوت قلبم بود ، بیدار شدن در شب بود، که در پست قبلی در موردش توضیح دادم . البته ترسم نسبت به گذشته ها کمتر بود و چیزی که بیشتر از همه غم مرا زیاد میکرد ، از دست دادن این همه نعمت و فرصت بود که تا کنون در اختیارم بود و از آنها در جهت رسیدن به خدا استفاده نکردم  اگر چه خیلی ازجوانب زندگیم ، غیر خدایی نیست ، ولی در اون حال خواب و بیداری هیچ کدام نتونست منو آرام کنه . من کار میکنم برای خودم ، اگر چه کارم غیر خدایی نیست ، ازدواج کرده ام برای خودم ، اگر چه امری مستحب و خدایی است ، و ... .
خدا کنه اتفاقی برام نیفته ، چون هنوز خودم رو آماده نکرده ام ، هنوز خیلی کارام انجام نشده ، من تازه اول راهم ، تازه سر نخی پیدا کرده ام با بیداری شبها (یا همون نماز شب).

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:13  توسط طالب کمال |