تبليغاتX
سلوک
در جستجوی معنا

مشکلی که گریبانگیر منه اینه که تا یه نماز شبی می خونم و یه حس و حالی پیدا می کنم انتظار دارم که دیگه جزو اولیاء خدا قرار گرفته باشم و کارهای خارق العاده انجام بدم و اولیاء و بزرگان منو بشناسن ، رویاهای صادقه ببینم و ...

در حالیکه خودم میدونم که نمیشه یه شبه به اون جاها رسید و اصلا رسیدن به اون تواناییها و به اون مراتب هدف نیست و باید بی توجه به اونا فقط و فقط به فکر انجام وظیفه و تقرب به خدا باشیم  ولی متاسفانه شیطون همیشه یواشکی در گوشم زمزمه میکنه که تو دیگه کارت گرفته و بالا رفته ای و وضعت خوب شده و ....

در بازار که راه میرم در ذهنم نجوا میکنه که فقط تو یکی هستی که الان در این مکان به یاد خدا هستی و ... .

این وسوسه های شیطون کمی اذیتم میکنه . دوست دارم فقط خودم باشم و خدای خودم و انجام وظیفه و تقرب به ذات پاک خدای مهربان . خدای مهربان همه ما رو در راهش ثابت قدم نگه داره.

امروز هم یه رویای صادقه دیدم ، نمیدونم کار درستیه اونو اینجا بزارم یا نه ؟ اگه لازم شد پست بعدی خواهد بود.

============================================================

یه نکته جالب جدید :
اگه آدم بین وعده های غذایی چیزی نخوره، و سعی کنه تا حد امکان گرسنه بمونه ، بیداری شبونه براش خیلی راحتتر میشه ، شاید توصیه ای که بعضی بزرگان داشتن مبنی بر "آجیل خور نبودن" سالک ، توجه همین مطلب بوده باشه ، البته در این حالت حجم غذایی که مصرف می شود ، ممکن است لزوما کمتر از حالتی نباشد که آدم بین وعده های غذایی چیزی بخورد ، ولی تجربه حقیر نشون داد که در حالت اول بیداری فوق العاده راحتتره .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 22:44  توسط طالب کمال | 

من اینجا فقط تجربیات خودم را می نویسم و دنبال اثبات چیزی نیستم .

در چند روز اخیر به حقیقت جالبی رسیدم، اینکه :
شب بیدار شدن و تهجد به روشی که اسلام گفته (بیدار شدن نزدیک اذان صبح و خواندن نماز شب) فوق العاده ساده تر و موثر تر از چیزی است که حقیر با تجربه بدست آوردم. هم خستگی و خواب آلودگی در طول روز کمتره ، هم ارتباط با خداوند قویتره ، هم بیدار شدن راحتتره ! در طول روز مراقبت نیز قویتر از سابق میشه .

نکته مبهمی که هیچ حرفی در مورد اون ندارم اینه که :
من قبلا نماز شب می خوندم ، فقط به خاطر اینکه نماز شبی خوانده باشم ، و غافل بودم از اثرات بسیار مفید آن ، به همین خاطر بعد از مدتی به دلیل تنبلی و نداشتن انگیزه قوی و عدم احساس نیاز به آن ترک میشد ، ولی اخیرا برای مراقبت و گناه نکردن بیشتر احساس نیاز به آن دارم (و این مطلب رو تجربی فهمیدم ) و با رغبت بیشتر به سمت اون میرم. چی میشد که آدم فلسفه تمام اعمال مستحبی رو بفهمه و رعایت کنه و زودتر ، خودش به اثرات مثبت اونا پی ببره ؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 9:28  توسط طالب کمال |