![]() |
![]() |
|
| در جستجوی معنا |
|
مشکلی که گریبانگیر منه اینه که تا یه نماز شبی می خونم و یه حس و حالی پیدا می کنم انتظار دارم که دیگه جزو اولیاء خدا قرار گرفته باشم و کارهای خارق العاده انجام بدم و اولیاء و بزرگان منو بشناسن ، رویاهای صادقه ببینم و ... در حالیکه خودم میدونم که نمیشه یه شبه به اون جاها رسید و اصلا رسیدن به اون تواناییها و به اون مراتب هدف نیست و باید بی توجه به اونا فقط و فقط به فکر انجام وظیفه و تقرب به خدا باشیم ولی متاسفانه شیطون همیشه یواشکی در گوشم زمزمه میکنه که تو دیگه کارت گرفته و بالا رفته ای و وضعت خوب شده و .... در بازار که راه میرم در ذهنم نجوا میکنه که فقط تو یکی هستی که الان در این مکان به یاد خدا هستی و ... . این وسوسه های شیطون کمی اذیتم میکنه . دوست دارم فقط خودم باشم و خدای خودم و انجام وظیفه و تقرب به ذات پاک خدای مهربان . خدای مهربان همه ما رو در راهش ثابت قدم نگه داره. امروز هم یه رویای صادقه دیدم ، نمیدونم کار درستیه اونو اینجا بزارم یا نه ؟ اگه لازم شد پست بعدی خواهد بود. ============================================================ یه نکته جالب جدید : |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 22:44 توسط طالب کمال |
|
|
من اینجا فقط تجربیات خودم را می نویسم و دنبال اثبات چیزی نیستم . در چند روز اخیر به حقیقت جالبی رسیدم، اینکه : نکته مبهمی که هیچ حرفی در مورد اون ندارم اینه که : |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 9:28 توسط طالب کمال |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اين نکته رمز اگر بدانی دانی
هر چيز که در جستن آنی آنی |
| پیوندها |
|
مسافر راه خدا گلبن عشق به سوي خدا برويم |
|
RSS
|