![]() |
![]() |
|
| در جستجوی معنا |
|
چند وقت پیش در محیط کارم مساله ای پیش آمد که به خاطر ناراحت نشدن یکی از همکاران ، سعی کردم اشکالات کارش را که به من مربوط میشد ، علنی نکنم و خودم کار را پیش ببرم .مدتها به همین منوال گذشت تا اینکه متوجه شدم ایشان پیش مسوول بخش از کنار گذاشته شدن کارشان توسط من گله می کردند . طی صحبتی که با مسوول شد ، قرار شد طی جلسه ای من دلایل کنار گذاشته شدن کار آن شخص را به همراه کار جدید انجام شده ارائه دهم . علیرغم میل درونیم ، من در حضور خود آن شخص و دیگران ارائه دادم و باعث ناراحتی بسیار شدید ایشان شدم . از آن روز تا الان (حدود ۳ روز) هر کاری می کنم آرامش و تمرکز کافی را ندارم . نمی دانم از ناحیه همان ارائه است یا چیزی دیگر . اگر فرض کنم از همان است ، شاید خدا می خواهد به من بفهماند که "تو به خاطر دنیا و نه به خاطر آخرت این کار را انجام دادی ، اگر چه تو مقصر نبودی و قبلا هشدار لازم را در مورد سکوتشان داده بودی ، ولی نباید خودت را درگیر می کردی ، بهتر بود که تو بدون توجه به مسائل حاشیه ای ، کار خودت را انجام میدادی. شاید تعبیر بهتر از حضرت علی(علیه السلام) باشد که در فتنه ها شتر ۲ ساله باش." |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14:41 توسط طالب کمال |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اين نکته رمز اگر بدانی دانی
هر چيز که در جستن آنی آنی |
| پیوندها |
|
مسافر راه خدا گلبن عشق به سوي خدا برويم |
|
RSS
|