تبليغاتX
سلوک - فقط درد دل
در جستجوی معنا
خدای عزیزم بعد از مدتها دوباره یه حال نیمه و ناتمامی پیدا کرده ام که بتونم در اینجا بنویسم.خودت می دونی که عمر من داره به نیمه میرسه . نزدیک به سی سال را پشت سر گذاشته ام و شاید کمتر از سی سال دیگه ازش مونده باشه . بیا و یه مرحمتی در حق من بکن. منو روی یک حالت ثابت و استوار قرار بده . میدونی که از بس تغییر حال داده ام که خودم هم از خودم خجالت می کشم. ای عزیز دل من ، من چه خاکی سرم بریزم ، وقتی که تویی مسبب همه اتفاقات. بعضی وقتا حال خوب میدی و بعضی وقتا حال رو خراب می کنی. من چکار کنم که امامت رو از من دریغ کرده ای که راه حل ثبات در دینتو به من نشون بده. آدمای ۱۴۰۰ سال پیش جرم مرتکب شدن و قدر امامتو ندونستن ، چرا من به گناه اونا باید بسوزم ؟ چرا تاوانشو من باید بدم؟ خر به دنیا بیام و خر هم از دنیا برم؟ چرا من باید محروم باشم از حضور در محضر یه استاد راه رفته که راهو به من نشون بده؟ خدایا مگه من نمیخام به سمت تو بیام؟ مگه تو خودت صداقت منو نمیبینی ؟ درسته که اعمال منه که این وضع خرابو برام بوجود آورده، ولی من چکار کنم که نمیدونم اون اعمال چی هستن؟ مگه همین ۶ ماه پیش نبود که یه حال عالی برای حرکت به من دادی و اونو با اون لقمه ناپاک چنان از من گرفتی که انگار هیچ اتفاقی از قبل نیفتاده؟ من چکنم که نمیدونم غذای اون شخص حلال نبوده؟ اگه من تو اون حال خراب بمیرم لابد تو طلبکار میشی که چرا آدم بدی بودی؟ آخه من چه خاکی به سرم بریزم که از اول عمر منو تو محیطهای بد قرار دادی که حالو از من بگیرن؟اون از محیط درس و دانشگاه و این هم از محیط کار و فعالیت . چرا برای کسای دیگه که شاید خودشون هم نخان تو اون محیطا باشن ، محیط خوب فراهم میکنی ؟ چرا بارها و بارها سعی کردم تو محیطای خوب قرار بگیرم ، کمکم نکردی ؟ به کی از دست تو شکایت کنم ؟ تو که خودت قهرمان و قدرتمند عالم هستی. پس از خودت به خودت شکایت می کنم !

ای خدای عزیزم مگه من شبهای قدر که هر سال حاجتم را برآورده کردی ، چند سال اخیر چی ازت خاستم که به من بدی ؟ آیا حاجت اصلی من معنویت نبود؟ چرا در این راه زیاد کمکم نمیکنی ؟ اون شب التماس نکردم ؟ گریه نکردم ؟ تمنا نکردم ؟ غیر از این بود؟ خدای مهربانم می دونم که همه این درد دلها رو می شنوی . پس به کمک بیا و دستی از لطف بوسیله امام عزیزت بر سر من بدبخت بکش. این بار یواش یواش دارم شروع می کنم لطف کن و نذار این بار شیاطین اینو از من بگیرن. خدای مهربانم به تمام قداستها قسمت میدم ، بار قبل را بار آخر شکستم قرار بده ، نذار دوباره عقب گرد کنم که دیگه مسوول خودتی .

خدایا می دونم کارات سراسر حکمته ولی این درد دلا رو باید یه جایی می گفتم . خدایا این حرفا رو نشونه قد علم کردن در مقابلت نگیر، من کجا و شان و عظمت تو کجا ؟ اینا رو درد دل یه آدم عجول و کم حوصله و جاهل فرض کن.

التماس خیر و برکت از وجودت نازنینت ای خدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 21:40  توسط طالب کمال |